مراحل تحول دیجیتالی

مراحل تحول دیجیتالی

شرکت‌ها برای شتاب دادن به تحول دیجیتالی خود، باید تمرکز خود را بر روی تیم‌های کوچک و سریع، مشارکت در اکوسیستم و هوش مصنوعی قرار دهند.

رهبران سازمان‌ها در حال درک این موضوع هستند که تحول دیجیتالی به معنی تبدیل از یک چیز به یک چیز دیگر نیست، و نمی‌توان نقطه‌ی پایانی برای آن متصور شد.

در عوض می‌توان گفت تحول دیجیتالی به معنی به دست آوردن چابکی لازم برای تکامل مداوم است. و منظور از این چالاکی نه استفاده‌ی بلافاصله از آخرین فناوری‌ها در کسب‌وکار، بلکه استفاده از فناوری برای تغییر شکل عملیات تجاری، از بالا به پایین، و در حال و آینده است.

این تفاوت از اهمیت بالایی برخوردار بوده، و بر طبق نظرسنجی‌های انجام شده، چالش‌برانگیز نیز می‌باشد. یک کسب‌وکار دقیقا چطور چالاکی لازم برای تکامل مداوم را بدست می‌آورد؟ بسیاری از شرکت‌ها ممکن است نتوانند پاسخ روشنی به این سوال بدهند. مخصوصاً اگر این واقعیت را در نظر بگیریم که طبق تحقیقات انجام شده توسط IDC، ۵۹ درصد از شرکت‌ها در حقیقت در «بن‌بست دیجیتالی» قرار دارند.

همانند هر فرایند دیگری، کلید موفقیت در برداشتن قدم‌های کوچک در ابتدا و انجام صحیح آن‌ها، و سپس توسعه‌ی آن است. اگر امروز مسافتی را در ۱۰ دقیقه می‌دوید و قصد داشته باشید این زمان را کاهش دهید، ابتدا باید همان مسافت را در ۸ دقیقه طی کنید و تنها پس از آن می‌توانید انتظار داشته باشید آن را به ۶ دقیقه کاهش دهید.

بطور مشابه، در دست گرفت کنترل تکامل دیجیتالی یک سازمان اغلب دارای مراحل مختلفی است، که هر کدام از آن‌ها اجزای خاص خود را خواهند داشت. طبیعتاً با گذشت زمان این اجزا ممکن است دستخوش تغییر شوند (مثل فناوری‌های ابری، رابط‌های برنامه کاربردی یا اَپی‌ها (API) و یادگیری ماشینی) اما اصول نهفته در این مراحل ثابت خواهند ماند: سرعت با استفاده از تیم‌های کوچک، مقیاس‌پذیری با استفاده از اکوسیستم‌ها و کسب مقبولیت با استفاده از داده‌ها و اطلاعات پالایش‌شده.

مراحل تحول دیجیتالی

 

مراحل تحول دیجیتالی

مراحل تحول دیجیتالی مرحله اول: تیم‌های کوچک، نوآوری‌های سریع‌تر و زیرساخت‌های ابری

 

در بسیاری از شرکت‌ها، تیم‌های بزرگ بصورت یکپارچه عمل می‌کنند. چنین تیم‌هایی اغلب پیش‌نیازهای پروژه را ماه‌ها پیش از شروع توسعه‌ی آن جمع‌آوری می‌کنند. فرایندهای سازماندهی و سرمایه‌گذاری آن‌ها اغلب سنگین بوده، و در نتیجه توانایی تغییر نقطه‌ی توجه پروژه با توجه به تغییر نیازهای مشتریان، شرایط بازار و دیگر مسائل پویای رقابتی، بسیار محدود خواهد بوده و بسادگی امکان‌پذیر نخواهد بود. در اغلب مواقع، نرم‌افزارهایی که به این شکل ساخته می‌شوند، مملو از وابستگی‌های مختلف بوده، و به این شکل گسترش پروژه و استفاده از آن در موارد استفاده‌ دیگر در آینده امر بسیار دشواری خواهد بود.

یک شرکت برای شروع پیشرفت خود، باید جایگزینی تیم‌های IT بزرگ و سنگین خود را با تیم‌های کوچک و سبک در نظر بگیرد، چرا که تیم‌های کوچک قادر خواهند بود نوآوری‌ها را بسیار سریع‌تر ایجاد کنند. تیم‌های کوچک به جای صرف زمان، هزینه و نیروی بسیار زیاد بر روی یک اپلیکیشن یکپارچه‌ی حجیم که حتی ممکن است بر اساس پیش‌فرض‌های قدیمی و تست نشده ایجاد شده باشند، می‌توانند نسخه‌های آزمایشی ایجاد کرده و سپس اندازه‌ی توسعه‌ی اپلیکیشن را متناسب با بازخوردی که از مشتریان دریافت می‌کنند تغییر دهند.

برای انجام چنین عملیات سریعی، شرکت‌ها قطعاً نیاز به استفاده از معماری‌های ابری امروزی، و همچنین غیرمتمرکز کردن مدل عملیاتی خود دارند تا به این شکل استقلال بیشتری برای هر یک از تیم‌ها ایجاد کنند. موفق‌ترین سازمان‌های امروزی، بطور فزاینده‌ای بر استفاده از معماری‌های سبک، شیوه‌های طراحی اپلیکشن‌ ماژولار و جداگانه، و همچنین مدل‌های سازماندهی و سرمایه‌گذاری مدل‌هایی تاکید دارند تا به تیم‌ها اجازه دهند از این ابزار برای بالا بردن سرعت کارها استفاده کنند، بدون آنکه موانع اداری یا پیچیدگی‌های سیستم‌های بک‌اِند مانند سدی بر سر راه آن‌ها باشد.

 

بیشتر بخوانید: تحول دیجیتالی چیست 

 

حقیقت این است که فناوری‌های مورد استفاده در تیم‌های IT همواره با پیچیدگی‌های خاص خود همراه خواهند بود، اما قرار نیست این پیچیدگی تعیین کننده‌ی سرعت انجام تمامی امور در یک سازمان باشد. سازمان‌ها می‌توانند از فناوری‌های ابری برای جدا کردن اپلیکیشن‌ها از زیرساخت‌ها استفاده کرده، و بدون اینکه تغییری در کدها ایجاد کنند رفتار سرویس‌ها و جریان ترافیک را تغییر دهند. بطور کلی این کار باعث افزایش چابکی شده و به توسعه‌دهندگان اجازه می‌دهد بصورت مستقل و سریع کار کرده و برای کسب‌وکار ارزش ایجاد کنند.

مراحل تحول دیجیتالی

مراحل تحول دیجیتالی مرحله دوم: اکوسیستم‌ها، مقیاس و اَپی‌ها

 

اَپی‌ها (API) در معماری اپلیکیشن‌های مبتنی بر سیستمهای ابری، موضوعیت محوری دارند. اولین کار آن‌ها، اتصال سیستم‌ها به یکدیگر است، اما در صورتیکه به طور کامل به کار گرفته شوند می‌توانند پیچیدگی‌های بَک‌اِند را به رابطی تبدیل کنند که برای توسعه‌دهندگان قابل استفاده باشد. نوآوری در اَپی‌ها می‌تواند توسعه در داخل سازمان را شتاب دهد، چرا که اَپی‌ها داده‌ها و عملیات را به شکلی در می‌آورند که به سادگی قابل دسترس بوده و قابلیت مقیاس‌پذیری را خواهند داشت. با این حال این تنها یک مورد استفاده از اَپی‌هاست.

همچنین، هر روزه شرکت‌های بیشتری اَپی‌های خود را در اختیار شرکا و توسعه‌دهندگان خارجی قرار می‌دهند. این کار به شرکت‌های اجازه می‌دهد جزوی از اکوسیستم دیجیتال باشند که ممکن است از میلیاردها سازمان دیگر تشکیل شده باشد. این اکوسیستم‌ها به شرکت‌ها کمک می‌کنند توانمندی‌های اختصاصی خود را به حداکثر رسانده، و در عین حال به دیگر شرکت‌ها نیز اجازه می‌دهند فضاهای خالی را پر کرده، مقیاس پذیری را برای آن‌ها فراهم می‌کنند و همچنین درهای جدید بروی بازارهای جدید برای آنان باز می‌کنند.

به عنوان مثال، ممکن است شرکتی که داده‌های ارزشمند هواشناسی در اختیار دارد، اَپی‌های خود را در اختیار توسعه‌دهندگان اکوسیستم قرار دهد، و آن‌ها نیز از این داده‌ها برای ساخت اپلیکیشن‌های مختلفی استفاده کنند. برخی از اپلیکیشن‌ها داده‌های هواشناسی را با اَپی‌های دیگر ارائه‌دهنده‌ها ترکیب می‌کنند و به این شکل کاربردهای کاملاً جدیدی می‌سازند. به این ترتیب می‌توان گفت اکوسیستم منافع هر یک از آن‌ها را به نحوی تأمین می‌کند. ارائه‌دهندگان اَپی (API) سود می‌برند چون سرویس‌های آن‌ها به شکلی گسترش پیدا کرده که پیش از این هرگز ممکن نبود، توسعه‌دهندگان سود می‌برند چرا که به منابع غنی‌تر و ابزار بهتری دسترسی پیدا می‌کند، پلتفرم سود می‌برد چون به عنوان مرکزی برای اتصال ارائه‌دهندگان و مصرف‌کنندگان باقی خواهد ماند، و کاربران نیز سود خواهند برد، چرا که توسعه‌دهندگان بیشتری برای برآورده ساختن نیازهای آن‌ها تلاش خواهند کرد.

در اکوسیستم دو نقش اساسی وجود دارد: اولی مرکز گرانشی که بقیه حول آن حرکت کنند، مثلاً iOS، اندروید، یا هر پلتفرم ابری دیگر؛ و نقش دیگر، حرکت حول آن مرکزهای گرانشی و بهره بردن از آن‌ها. برای ایفای نقش اول، معمولاً باید جزو نخستین شرکت‌هایی بود که در آن حوزه شروع به فعالیت کرده‌اند (همچنین باید به خوبی و با سرعت زیاد کار کرد) تا بتوان در مراحل اولیه‌ی تغییرات از سایر رقبا جلو افتاد. می‌توان گفت ایفای نقش دوم امکان‌پذیرتر خواهد بود، با این حال، به منظور کسب موفقیت، یک شرکت نه تنها باید بر روی اَپی‌های خود بلکه بر روی توسعه‌دهندگانی که آن اَپی‌ها را به اپلیکیشن‌های پول ساز تبدیل می‌کنند نیز سرمایه‌گذاری کند.

 

مراحل تحول دیجیتالی مرحله سوم: یادگیری، پذیرش، و هوش مصنوعی

 

هدف از سرعت، بهبود مداوم محصولات و خدمات برای مشتریان است، و برای اینکه بتوان این کار را بخوبی انجام داد، یک شرکت به دانش کافی نیاز دارد تا محصول خود را با توجه به آن بهبود دهد. تا حدودی، این موضوع به حلقه‌های بازخورد تشکیل شده بین مشتری و کسب‌وکار بستگی دارد، مانند نظارت پیشگیرانه و تحلیل‌های آماری در مورد نحوه‌ی مورد استفاده قرار گرفتن نرم‌افزارهای آن شرکت. اما بیش از هر چیز، این فرایند مربوط به بهبود نرم‌افزار از طریق هوش مصنوعی است.

بطور مثال اپلیکیشن‌هایی که به فرامین صوتی پاسخ می‌دهند، در حال همه‌گیر شدن و بهبود یافتن هستند، و علم پردازش تصویر به جایی رسیده که تنها به تشخیص تصویر یک سگ از یک کیک بسنده نمی‌کند، بلکه حتی در تشخیص انواع مختلف سرطان نیز کمک می‌کند. البته هنوز برای تولید انبوه اپلیکیشن‌های هوش مصنوعی کمی زود است، اما این موضوع به آن معناست که در حال حاضر در دوره‌ای هستیم که کسانی که فناوری را می‌سازند از کسانی که تنها از رهبران حوزه‌ی فناوری پیروی می‌کنند، تمییز پیدا می‌کنند.

هوش مصنوعی به اشکال گوناگونی وجود دارد. به عنوان مثال، برخی از انواع هوش مصنوعی قدرت تصمیم‌گیری دارند، مثلاً یک الگوریتم امنیتی که یک بات نرم‌افزاری را از کار می‌اندازد. و در مقابل، تقویت هوش که در آن ماشین‌ها به انسان در تصمیم‌گیری‌ها کمک می‌کنند، مانند دستیار دیجیتالی که یک قرار ملاقات را به کاربر یادآوری می‌کند. در هر دوی این موارد، به احتمال زیاد هوش مصنوعی در پس یک رابط کاربری صورت می‌‌پذیرد. باید توجه کرد که هر شرکت برای استفاده از هوش مصنوعی به ۴ چیز نیاز دارد: داده‌ها، الگوریتم، قدرت پردازش کامپیوتری، و استعداد.

داده، چیزیست که بسیاری از شرکت‌ها در حال حاضر آن را در اختیار دارند، اما توسعه‌ی موارد دیگر ممکن است پرخرج و زمانبر باشد. خوشبختانه چنین منابعی در حال عمومی شدن هستند. بسیاری از شرکت‌های بزرگ فعال در حوزه‌ی هوش مصنوعی الگوریتم‌های خود را از طریق اَپی‌ها در دسترس دیگران قرار می‌دهند، و البته پردازش ابری نیز، قدرت پردازش کامپیوتری را ارزانتر کرده و دسترسی به آن را برای همه آسان‌تر ساخته است.

 

همه باید سریع باشند

 

بسیاری از شرکت‌ها عادت کرده‌اند که مانند غزال در میان گله‌ی شیرها عمل کنند. وقتی خطری متوجه آن‌ها باشد، لازم نیست چابک‌ترین عضو گله‌ی خود باشند، بلکه برای آن‌ها تنها کافیست که کُندترین نباشند!

اما امروزه و در عصر ارتباطات فراگیر و رشد دستگاه‌های هوشمند، این رویکرد دیگر مانند قبل نمی‌تواند خود را با سرعت تغییر تجارت وفق دهد. امروز دیگر تهدیدهای مخرب (شیرها) تنها به خوردنِ یک یا دو جامانده‌ی گله بسنده نمی‌کنند، بلکه طمع آن‌ها به قدریست که ممکن است حتی تمام گله را از بین ببرند! کافیست تنها به این فکر کنید که وقتی شرکتی مانند آمازون توجه خود را به یک صنعت معطوف می‌کند، این موضوع چه اثر عظیمی بر روی بازار سهام دارد.

با شتاب گرفتن تغییرات در تغییرات دیجیتالی، شرکت‌ها نیز به منظور کسب موفقیت مجبور هستند توسط تیم‌های کوچک‌تر با سرعت بیشتر عمل کرده، از فناوری‌های ابری و اَپی‌ها (API) برای تقویت آن تیم‌ها استفاده کرده، از اکوسیستم‌ها برای دستیابی به بازارهای جدید بهره برده، و در زمینه هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری کنند تا بتوانند امکانات بیشتری برای رضایتمندی مشتریان بوجود آورند.

 

مراحل تحول دیجیتالی

تهیه شده در دپارتمان استودیو تحول دیجیتالی

منبع: www.cio.com

 

 

 

Privacy Preference Center

ورود/عضویت