هفت نکته برای پیاده ‌سازی تحول دیجیتالی

پیاده ‌سازی تحول دیجیتالی

 

فناوری های دیجیتالی، بسیاری از صنایع را تا حد زیادی تغییر می‌دهند. استفاده از این قابلیت‌های جدید در کسب و کارتان دیگر یک انتخاب نیست، بلکه نوعی اجبار تبدیل شده و به زمان‌بندی شما بستگی دارد.  با اینکه قطعاً تبلیغات زیادی حول قابلیت دیجیتال وجود دارد، کاملاً پذیرفته‌ایم که استفاده از قابلیت‌های مربوطه حتمی است و اکثر مدیران ارشد اجرایی و مدیران فنی ارشد جداً به گام‌های بعدی خود فکر می‌کنند.

از طرفی هدف مشخصی در استفاده‌ی بهتر از فناوری‌های دیجیتالی وجود دارد، با این حال، بسیاری از رهبران نمی توانند از مرحله‌ی اول پا را فراتر بگذارند که این امر در بهترین حالت منجر به شروع اشتباه ودر بدترین حالت منجر به کاهش اعتبار رهبری می‌شود.

اگرچه شیوه‌ی بهره‌گیری هر کسب و کار از قابلیت‌های دیجیتال منحصربه فرد است، تعدادی اصول کلیدی وجود دارد که برای تمام رهبران در مسیر پیاده سازی تحول دیجیتالی آنان کاربرد دارد.

 

پیاده ‌سازی تحول دیجیتالی

 

  1. معنای دیجیتال را برای سازمان خود مشخص کنید.

 

با فراگیرشدن قابلیت‌های دیجیتالی موجود، درک مزایای برخی از این فرصت‌ها که به نفع کسب و کار شما هستند، اولین اصل کلیدی است. جاه‌طلب باشید اما ابتدا قدم‌های کوچک بردارید و زمینه‌هایی را مشخص کنید که بلافاصله برای شما سودمند باشند. رویکرد دوجانبه‌ای در پیش بگیرید، به چالش های کلیدی خاصی که کسب و کارتان با آن روبرو می‌شود، توجه کنید و روش‌های جدیدی برای غلبه بر آنها به کار بگیرید. برای مثال، نیروی کار شما در مرکز تماس که به سوالات متداول پاسخ می‌دهند، می تواند از ربات گفتگو استفاده کند. حالا، با بررسی روش‌های جدید دریابید که چگونه می توان با استفاده از آنها فرصت‌های جدیدی ایجاد کرد. برای مثال، پیاده سازی یک الگوریتم جستجوی جدید می‌تواند با نتایج جستجوی مناسب‌تر باشد که با تحول جدی‌تر همراه است. در نتیجه‌ی این تمرین، باید بتوانید حداقل سه چالش و / یا فرصت حیاتی برای کسب و کارتان ذکر کنید.

 

 

پیاده ‌سازی تحول دیجیتالی

 

  1. مرز میان فناوری، بازاریابی، فروش و عملیات را از میان بردارید.

 

غالباً عدم شناخت فرصت‌های واقعی، یعنی آنچه که برای مشتری مزیت دارد، از ساختار سازمانی نشات می گیرد. افراد باهوشی که تا حدودی در انزوا کار می کنند و از هنر احتمال در زمینه‌ی کاری خود انگیزه می‌گیرند، می توانند در دنیای تصورات خود ایده‌هایی ارائه دهند که فاقد زمینه‌ی مناسب است. اغلب زمانی که ابتکارات این نوع «تفکر در انزوا» اجرا می شود، انتظارات را برآورده نمی‌کنند. موقعی که کارکنانی از رشته‌های مختلف  کنار هم قرار می گیرند، ایده‌ها وابسته به شرایط و به شکل عملی باقی می‌مانند. روش‌های جدید در توسعه نرم‌افزار، طراحی و مدیریت محصول در اختیار این نوع تفکر قرار می گیرند.

 

  1. مشتری را فراموش نکنید.

 

در بهبوهه‌ی هیجان پیاده ‌سازی تحول دیجیتالی ، ممکن است شرکت‌ها کاملاً درگیر ارائه‌ی آنچه که در نظرشان عملی است، باشند و درک کاملی از آن از دیدگاه مشتری نداشته باشند. تعداد معدودی از کسب و کارها درک مناسبی از مطالبات و نیاز مشتریان دارند. گاهی برای این منظور نیازی به بهترین الگوریتم فراگیری ماشین در جهان نداریم. فقدان مشارکت سطح بالا برای دریافت این بازخورد و دقت ما به تناسب نیاز مشتری با ابتکار مورد نظرمان می تواند منجر به تولید رولز رویس شود موقعی که تویوتا به تنهایی کفایت می‌کند!

 

  1. ابتدا مبانی فناوری را مستحکم کنید.

 

رهبران پرشور غالباً می‌خواهند دیجیتال را در اسرع وقت پیاده سازی کنند. تغییر دیجیتالی موفق شامل سازماندهی وسیع‌تر است و تثبیت آن برای اجرا و حفظ تغییر بسیار مهم است. با این حال، کسب و کارهای گسترده‌تر، غالباً به دنبال تثبیت موارد ساده و اساسی هستند که بدون آنها همه چیز بی معنی جلوه می‌کند و به مثابه‌ی رهبری نالایق است. تثبیت جوانب اساسی کار روزمره، مانند یک وب سایت پایدار، مدل ریاضی که کار را انجام می‌دهد، فرایندهایی که به خوبی تعریف و درک می‌شوند یا پروژه‌هایی که به درستی برنامه‌ریزی شده‌اند، پیش نیاز گفتگو درباره‌‌ی آینده ‌دیجیتال است.

 

  1. ابتکارات را با محافظه‌کاری اولویت‌بندی کنید.

 

با توجه به اینکه تیم‌های کارکرد متقابل ابتکارات مربوط به کسب و کار را شناسایی می‌کنند، باید آنها را بر اساس ارزش، زمان تاثیرگذاری و تلاش لازم برای دستیابی به نتایج اولویت بندی کنید. ترکیب کامل این موارد به کسب و کار بستگی دارد. به طور کلی، دو یا سه بُرد سریع (پروژه‌های ساده با تاثیرگذاری زیاد) در پیشرفت سازمان حائز اهمیت است و به دنبال آنها پیروزی‌هایی که تاثیر زیادی دارند، اما ممکن است طولانی‌تر شوند.

 

  1. نقشه‌ی مسیر خود را تعریف کنید و برای اصلاح آن آماده باشید.

 

تهیه نقشه‌ی مسیر یا مجموعه‌ای از تمام پروژه‌هایی که در مجموع به تغییر دیجیتالی منجر می‌شوند، ابزار مدیریتی و ارتباطی مهمی است. این نقشه‌ی مسیر به تعیین جزییاتی مانند اینکه کدام پروژه‌ها را می توان به موازات هم اجرا کرد، کدام پروژه‌ها به یکدیگر وابسته هستند، ماهیت مهارت‌ها و انواع منابع لازم کمک می‌کند. این کار بخش مهمی از هر برنامه‌ی تحول است. با اینکه داشتن نقشه‌ی مسیر مهم است، در اینکه مسائل تغییر می کنند و ممکن است ابتکارات طبق برنامه پیش نروند، به همان اندازه اهمیت دارد. فرصت‌های جدیدی شکل می‌گیرند که ممکن است از فرصت های قبلی ارزشمندتر باشند. برای مثال، روش شخصی‌سازی جدیدی در یک وب سایت تجارت الکترونیکی ممکن است از پروژه دیگری در زمینه بازاریابی ایمیلی پیشی بگیرد چرا که پروژه قبلی باعث تعامل و تحول بیشتری می‌شود.

 

  1. نتایج را تعریف کنید و آنها را به استراتژی کلی کسب و کار خود ربط دهید.

 

هدف نهایی ابتکارات دیجیتال با سایر اهداف تجاری تفاوتی ندارد. رویکرد دستیابی به آنها احتمالاً متفاوت است. مهم است که تاثیر هر یک از این ابتکارات در نتایج کسب و کار مانند کاهش هزینه، تشدید تحول، سود دهی بیشتر، درآمد بیشتر یا هزینه‌های بیشتر / زیان بالقوه، مشخص و تعریف شود. این امر، ابتکارات را به هم مرتبط می‌کند و به تیم‌های داخلی کمک می کند تا برای یک هدف مشترک هماهنگ شوند.

به طور خلاصه، درک معنای دیجیتال برای سازمان شما و دستیابی به حق پیاده سازی آن، اولین گام حیاتی است. راهکار آن کاربرد متقابل و مشتری محوری است. غالباً تحول زمانی عملی است که جاه طلبی یا بصیرت و نقشه‌ی مسیر با گام‌های کوچک و شناخت و در صورت لزوم جسارت تغییر روش همراه باشد.

 

 

پیاده سازی تحول دیجیتالی

نویسنده‌ی مطلب: رجات (راج) داوان

منبع: www.forbes.com

مترجم: مهسا دبستانی

دپارتمان تولید تحول دیجیتالی فردا